{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Help me

پارت ۱۵


راوی : رفتن سراغ بازی تیر اندازی و جونگ کوک دقیق نشونه گرفت و سریع زد و درست زد به هدف
مسئول: میتونید هر عروسکی که دوست دارید و انتخاب کنید
راوی: یهو جونگ کوک برگشت سمت جونگ می و گفت کدومشون و دوست داری؟؟؟
راوی: جونگ می هاج و واج مونده بود که چی بگه
جونگ می: من....من....اونو....دوست دارم... عروسک خرگوشی
جونگ کوک: باشه مشکلی ندارد.....اقا لطفاً اون عروسک و بدید
مسئول: بله حتما... بفرمایید
راوی: جونگ کوک عروسک و گرفت و داد به جونگ می
بعد رفت پشمک گرفتن و بعد رفتن ترن هوایی و سوار شدن
جونگ کوک و جونگ می پیش هم نشستن و نایلا و جیمین هم پیش هم نشستن
اروم اروم رفت بالا و‌یهو سرعت زیاد تر شد و بیش از حد زیاد و جونگ کوک دست جونگ می و گرفت
جونگ می: حالت خوبه؟؟؟؟
جونگ کوک : اره ...فقط... فقط....میترسم
جونگ می: واقعا؟؟؟؟
جونگ کوک: اره
راوی: جونگ می زد زیر خنده
و همه یهو جیغ کشید و ترن یکم اروم تر شد
جونگ کوک : جونگ می
جونگ می: بله؟؟؟؟
جونگ کوک: من ...من ....
راوی:یهو ترن سرعتش زیاد شد
جونگ کوک : دوست دارم
جونگ می: چی؟؟؟ چیزی به سرت خورده (راوی: از خداتم باشه 😐)
جونگ کوک: ...
راوی: ترن وایساد و جونگ می سریع پیاده شد و رفت
نایلا: عه، کجا رفت ؟؟؟؟
جیمین : چی شد یهو ؟؟؟؟
جونگ کوک : من میرم دنبالش لازم نیست بیاید برید خونه
جیمین : باشه
راوی : جونگ کوک رفت دنبال جونگ می
جونگ کوک: هی .... جونگ می....وایسا.....باتوام....وایسا
جونگ می: ها ...چیه؟؟؟؟(راوی: ها یعنی چی درست حرف بزن 🙄)
جونگ کوک: بیا برگردیم
جونگ می: التماسم کنی برنمیگردم
جونگ کوک: مگه من چی گفتم که اینجوری میکنی ؟؟؟؟
جونگ می: چی گفتی؟؟؟ بهتره بگی چی نگفتی
جونگ کوک: ....

ادامه دارد....
دیدگاه ها (۰)

Help me

Help me

Help me

Help me

Help me

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط